تبليغاتX
بسوی ظهور مهدی (عج)



آجرک الله یا بقیت الله فی مصیبت جدک الحسین

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

آقا جون تسلیییییییییییییییییییییییییییییت

سال نو بر همه عاشقان و منتظران مهدی (عج) مبارک باد

امیدوارم سالی خوش و پر برکت داشته باشید زیر سایه یوسف زهر (س)

بیایید همگی دست به دعا برداریم  وفرج حضرت مهدی (عج) رو از خدا بخواهیم لحظه تحویل سال این چنین دعا کنیم:

خدایا دوری یوسف زهرا بر ما گران است از آسمان خون میبارد همش به ما ظعنه میزننند و می گویند این امام زمانی که می گید کجاست چرا به فریادتون نمیرسه .

خدایا  غم فراق یوسف زهرا کم بود  دشمن هم از یک طرف هی طعنه می زند و ما را غمگین تر از هیمشه می کند

خدایا به حق سر بریده حسین  خدایا به پهلوی شکسته فاطمه زهرا قسمت میدم دیگه بسه ما دیگر طاقت نداریم .

خدایا امسال را آخرین سال غیبت کبری قرار بده .

خدیا امسال را سال ظهور حضرت مهدی (عج) قرار بده

الله عجل لولیک الفرج

آمین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384;ساعت 16:33;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

پاى بندى به تعاليم اسلام

قال اللّه تعالى: (قل إن كنتم تحبّون اللّه فاتّبعوني يحببكم اللّه)(22).

اى پيغمبر به ايشان بگو: اگر خدا را دوست داريد پس مرا اطاعت كنيد تا خدا شما را دوست بدارد.

آرى آنان كه خدا را دوست دارند و دوستى او را بر خود واجب مى دانند، بايد بدنبال دستورات شريعت باشد. پاى بندى به تعاليم اسلام يكى از وظائف مهم بندگان خدا در زمان غيبت است بايد براى پيروى از پيامبر خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ بدنبال يادگيرى تعاليم اسلام بود و پس از يادگيرى بدان پاى بند بوده، چرا كه آنچه باعث محروم شدن مؤمنان از ديدار جمال بى مثال حضرت بقيّة اللّه الاعظم ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداه ـ گشته همين كم توجهى نسبت به تعاليم دينى و زير پا گذاشتن دستورات الاهى است; چنانكه خود آنحضرت در توقيع شريف خود به شيخ مفيد به اين مهمّ اشاره فرموده اند:

ولو انّ أشياعنا ـ وفّقهم اللّه لطاعته ـ على اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا، ولتعجّلت لهم السعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة وصدقها منهم بنا! فما يحسبنا عنهم إلاّ ما يتّصل بنا ممّا نكرهه ولا نؤثره منهم. واللّه المستعان وهو حسبنا ونعم الوكيل وصلاته على سيّدنا البشير النذير محمّد وآله الطاهرين وسلّم(23).

اگر پيروان ما ـ كه خداى آنان را در فرمانبردارى خويش توفيق ارزانى بدارد ـ براستى در راه وفاى به عهد و پيمانى كه بر دوش دارند، همدل و يكصدا بودند هرگز خجستگى ديدار ما از آنان به تأخير نمى افتاد و سعادت ديدار ما ـ ديدارى بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما ـ زودتر روزى آنان مى گشت از اين رو (بايد بدانند كه) جز برخى رفتار ناشايسته ى آنان كه ناخوشايند ما است و آن عملكرد را زيبنده ى اينان نمى دانيم، عامل ديگرى ما را از آنان دور نمى دارد. خداوند ما را در يارى بسنده و نيك، كارساز است و درود او بر سالار بشارت دهنده و انذاركننده محمّد صلّى اللّه عليه وآله و خاندان پاكش باد.

قال أبو عبداللّه ـ عليه السلام ـ : انّ لصاحب هذا الأمر غيبة فليتّق اللّه عبد عند غيبته وليتمسّك بدينه.

همانا براى صاحب اين امر غيبتى است پس بايد كه بنده تقواى الهى پيشه سازد هنگام غيبتش و به دين خدا چنگ زند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384;ساعت 16:1;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

پذيرش وجود امام زمان ارواحنا فداه

يكى از وظايف شيعيان در زمان غيبت امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ باور داشت وجود آن حضرت بر روى اين كره ى خاكى مى باشد. بايد از قلب باور داشت كه او هست، زنده است و بر روى همين زمينى كه قدم مى گذاريم، زندگى مى كند و هميشه منتظر فرمان پروردگار در بيرون آمدن از جهان غيبت و قيام بر عليه جور و ستم مى باشد; البته بدين مطلب در روايات تصريح شده كه به نمونه اى از آنها اشاره مى شود.

مرحوم صدوق در كتاب كمال الدين مى نويسد: يكى از نوادگان احمد بن اسحاق قمى كه از برجستگان و شايستگان شيعه است، مى گويد: نامه اى از آقاى مان حضرت عسكرى  ـ  عليه السلام  ـ به احمد بن اسحاق كه نماينده ى آن حضرت بود رسيد كه به خط مبارك خود چنين مرقوم داشته بود:

«وُلد لنا مولود، فليكن عندك مستورا وعن جميع الناس مكتوما، فانّا لم نُظهر عليه إلاّ الأقرب لقرابته والولي لولايته، حببنا إعلامك ليسرّك اللّه به مثل ما سَرَّنا به والسلام»(19).

خداوند ما را پسرى عنايت فرموده است، اين رازيست كه بايد نزد تو بماند و از بيدادگران پوشيده داشته شود ما اين راز بزرگ را جز به نزديكترين بستگان و شايسته ترين دوستان آشكار نكرديم، دوست داشتيم تو نيز آن را بدانى تا خدا شما را بدان شاد گرداند، چنانچه ما بدان شاد شديم».

و نيز در همان كتاب نقل مى كند: گروهى كه چهل نفر بوده و از دوستداران خاندان وحى بودند، مى گويند: براى ديدار حضرت عسكرى ـ عليه السلام ـ به بيت رفيع امامت شتافتيم، پس از ورود و تبادل سخنان عادى، حضرت عسكرى ـ عليه السلام ـ  فرزند گرانمايه اش حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ را در خانه خويش به ما نشان داد و فرمود:

«هذا إمامكم من بعدي وخليفتي عليكم، اطعيوه ولا تتفرّقوا من بعدي في أديانكم فتهلكوا، اما إنّكم لا ترونه بعد يومكم هذا».

اين پيشواى راستين شما پس از من و جانشين من در ميان شماست، از او فرمانبردارى كنيد و پس از من در دين پراكنده نشويد، كه نابود خواهيد شد و آگاه باشيد كه شما پس از اين او را به طور آشكار در جامعه ى خود نمى بينيد.

البته وجود امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ از بديهيات مكتب تشيع است كه منكر وجود او خارج از مذهب خواهد بود. ليكن ما از باب تيمّن به كلام معصوم اين دو نمونه را ذكر نموديم، اگر چه روايات مهدى آل محمد ـ عليهم السلام ـ نزد شيعه و سنى به تواتر مى رسد. از اين رو به دوستان آن حضرت عرض مى كنيم كه اعتقاد به وجود آنحضرت امرى خطير و راه ورود به عالم نور است چرا كه او ريسمان متصل به خداوند و باب حاجت به سوى اوست.

دانشمندان شيعه از زمان حضور اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تا به امروز كوشيده اند معارف الاهى بويژه آنچه پيرامون مقام والاى اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و معرفت آن ذوات مقدسه است، را بدقت جمع آورى كرده و در اختيار تشنگان زلال معرفت قرار دهند; و البته تمام كوشش خود را نيز در اين باره نموده اند، كه خداوند بهترين پاداش ها را به آنها مرحمت فرمايد. و بر ماست تا با مراجعه به اين كلمات نورانى، قلب خود را ظرف معرفت آن انوار تابناك قرار دهيم، كه راه معرفت خدا، همان طريق معرفت امام زمان ـ عليه السلامـ  است; در اين باره امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ مى فرمايند:

«معرفتي بالنورانية معرفة اللّه عزّوجل ومعرفة اللّه عزّوجل معرفتي بالنورانيّة»

شناخت نورانيت من همان معرفت اللّه است و معرفت اللّه شناخت من به نورانيت است.

البته در صدد بيان معارف نيستيم، بلكه تنها به روايتى از ميان انبوه احاديث اين بخش اشاره مى كنيم تا ارزش تحصيل معرفت امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ اندكى معلوم شود.

از رسول گرامى اسلام ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ نقل شده است كه درباره ى شناخت امام معصوم زمان چنين فرموده اند:

من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية(21).

هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، چون مردم زمان جاهليت بر كفر مرده است.

قابل توجه آن است كه اين روايت از معدود رواياتى است كه سنى و شيعه بر آن اتفاق داشته و در حد تواتر آن رانقل كرده اند.

حال مى پرسيم: اين امام كيست كه در هر زمان حضور دارد؟

اين امام كيست كه عدم شناخت او موجب جاهليت و كفر و شرك مى شود؟ آيا آنان كه او را نمى شناسند، غير مسلمانانند يا برخى از مسلمانان؟!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384;ساعت 15:59;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

حمید علیمی

نام نوحه                                                            

تو ای عشق و ای تمام وجودم                                             

به زیر زلفت این، ماه است و یا رو                                           

روزگارای قدیم تو مدینه یه خونه بود                                 

بر تن هر خسته جانی، تیر عشق عارفانی                                      

دیده بگشا مادرم   بین دو چشمان ترم                                       

این، دل دیونه، کرده هوای، حرم ابوفاضل                                     

اگه آقام نگام نكنه...                                      

تموم هستيم مال حسينه                                    

تو چه در پیمانه کردی    که مرا دیوانه کردی                                    

قربون صحن و گنبد گلدسته هاتم                                        

ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی                                       

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384;ساعت 10:8;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

وظايف مردم در دوره ى غيبت كبری

خداوند در قرآن كريم مى فرمايد:

(أفحسبتم أنّما خلقناكم عبثاً)

آيا گمان كرديد كه شما را بيهوده خلق كرديم.

امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ در خطبه اى مى فرمايند:

«واعلموا عباد اللّه انّه لم يخلقكم عبثاً ولم يرسلكم هملا علم مبلغ نعمه عليكم واحصى احسانه إليكم»(18).

اى بندگان خدا بدانيد كه خدا شما را بيهوده خلق ننموده و شما را بى تكليف رها ننموده است مقدار نعمتهايى كه بر شما ارزانى داشته مى داند و تمام احسانهايش را بسوى شما در حساب دارد (بايد عمر گرانمايه ى خود را بيهوده از دست ندهيد و متوجه تكاليف خود باشيد).

جاى هيچ شك و ترديدى نيست كه انسان با فطرت خدادادى خود در مى يابد كه او ساخته شده ى وجودى است كه با علم و قدرت بى كران او را آفريده و در خلقت او هدفى داشته است; پس موظّف به انجام امورى است كه در راه رسيدن به هدف خالق او را كمك و يارى رساند. انسان مهجور از امام زمان ـ ارواحناه فداه ـ  نيز صاحب چنين فطرتى است و همان ضمير آگاه، او را بسوى انجام وظايفى سوق مى دهد.

بشرى كه فطرت او دستخوش بازى روزگار و ملعبه ى شيطانها نشده باشد، خود را موظف به تكاليفى در زمان غيبت مى داند; اگر چه زمان، زمان غيبت است ولى خود را رها نمى بيند و فطرتش او را چنين نهيب مى زند كه در اين زمان نيز وظايفى تو را است; خواه نسبت به زندگى در اين زمان و يا نسبت به وجود امام زمانى كه سبب متصل بين زمين و آسمان و واسطه فيض خالق به خلق است.

در اين بحث به قسمتى از تكاليف بندگان در رابطه ى با آن امام رئوف و زمان غيبت او اشاره مى شود; كه اميد است با انجام آنها گامى بسوى كمال مطلق برداشته و گوهر وجودمان لايق مقام قرب گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384;ساعت 10:6;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

مجله خورشید مکه ویژه امام عصر (عج)

ابن مجله را که  با مطالب بسیار زیبا و آموزنده پیرامون حضرت مهدی (عج)  می باشد از این 

وبلاگ می توایند مشاهده کیند.

براي مشاهده صفحات مجلّه نرم افزار Adobe Acrobat Reader نياز مي‌باشد

جهت دريافت نرم افزار اينجا را كليك نماييد

 

 

 شماره یک http://www.khorshidemakkeh.com/Magazine/Number_1/Number_1.html

 شماره دو  http://www.khorshidemakkeh.com/Magazine/Number_2/Number_2.html 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384;ساعت 23:44;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

نوّاب عام در دوره ى غيبت كبرای

تا دوران ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ بشريّت از اين نعمت محروم است كه انسان كامل بر زمين حكومت كند و در سايه ى حكومت عدالت گستر او به كمالات انسانى خود رسيده و با آمادگى كامل به جهان ابدى قدم بگذارد; امّا اينطور نيست كه ارتباط انسان با عالم غيب بطور كلى قطع شده باشد چرا كه در روايات آمده است كه اگر غيبت امام ضررى براى مؤمنان حقيقى (كه از درون وجودشان طالب كمالند) داشت، خداوند او ـ امام زمان ارواحنا فداه ـ را از بين مردم غائب نمى فرمود.

در عصر غيبت صغرى مردم مسائل و مشكلات خود را از طريق نايبان خاص كه ارتباط با امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ داشتند، برطرف مى كردند; ليكن با قطع شدن اين ارتباط مؤمنان رها نشده و از سوى آن حضرت نامه اى در اين زمينه رسيده است كه در ذيل آن مى فرمايند:

وأمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فإنّهم حجّتي عليكم وانّا حجّة اللّه عليهم

هر مسأله و حادثه اى واقع شد كه حكم خدا در آن زمينه معلوم نبود، پس رجوع كنيد در آنها به راويان حديث ما، (آنها كه به تمام احاديث اهل بيت ـ عليهم السلام ـ احاطه دارند. حلال و حرام خدا را از فرمايشات آنها اجتهاد مى كنند) پس همانا آنها حجّت من هستند بر شما و من حجّت خدا هستم بر آنها.

آرى در زمان غيبت دين پژوهان مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بيان كننده ى حلال و حرام الهى هستند و بر مردم لازم است در مسائل حلال و حرام خود به آنها رجوع كنند و وظايف دينى خود را بشناسند.

كلامى نيز در اين زمينه از امام عسكرى ـ سلام اللّه عليه ـ رسيده است كه مشخص كننده ى خصوصيات اين عالمان مى باشد.

من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً على هواه مطيعاً لأمر مولاه، فللعوام أن يقلّدوه وذلك لا يكون إلاّ بعض فقهاء الشيعة لا كلّهم، فإنّ من ركب من القبايح والفواحش مراكب علماء العامة فلا تقبلوا منهم عنّا شيئاً ولا كرامة(16).

هر يك از فقيهان ـ كسانى كه در روايات اهل بيت درنگ كرده و حكم الهى را از آنها بدست آورده اند كه داراى اين شرايط باشدـ : خود نگهدار بوده و نگاهبان دين خود باشد (حرفى نزده و يا كارى نكند كه مايع تضعيف دين خدا شود) با خواهشهاى نفسانى خود مخالفت كند (تهذيب نفس كرده باشد) و در همه ى امور مطيع محض اوامر الهى باشد. پس بر كسانى كه احكام الاهى را نمى دانند، لازم است در مسائل از او تقليد كنند (به نظرات او عمل كنند) و اين نيست مگر بعضى از فقيهان شيعه نه همه ى آنها، همانا برخى از ايشان بر مركب دين پرورى مانند علماى سنّى ـ كه مركب زشتى و فحشاء است ـ  (چرا كه آنها احكامى را به خدا نسبت مى دهند كه از مصادر وحى گرفته نشده است و بلكه از بزرگان خود گرفته اند كه آنها از طرف خدا نيستند) سوار شده اند، پس از ايشان نپذيريد و حكم او براى شما هيچ حجّتى نيست و كرامتى در آن نمى باشد.

هان اى عاشق سالك كه در اصول دين به درجه اى از استقامت رسيده اى كه هيچ شك و شبهه اى در دين براى تو وجود ندارد، اينك اين روايات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است كه وظيفه ى ترا تقليد در احكام و مسائل حلال و حرام و بطور كلى فروع دين، از آنچنان فقيهانى بيان كرده است. ديگر هيچ عذر و بهانه اى نيست و تنها بر توست تا چشم حقيقت بين خود را باز نموده و با توجّه و توسّل به مقام شامخ ولايت اللّهى امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ ، يك چنين فقيهانى را بيابى و از وادى حيرت در فروع دين خود را رهايى بخشى.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384;ساعت 15:11;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

شبهات و تشكيكات

يكى ديگر از لغزشگاههاى دوران غيبت كبرا كه از مهمترين آنهاست و گهگاه به كفر و الحاد مى انجامد، شبهه ها و پرسشهاى لجوجانه در زمينه ى غيبت و وجود آن ذخيره ى الاهى ست كه شياطين انسى و جنّى در زمينه ى اضلال انسانها بكار مى زنند.

برخى را نسبت به اصل وجود آن امام غائب به شك انداخته و عدّه اى را از راه القاء شبهاتى در زمينه ى غيبت و فوائد وجود آنحضرت اغواء مى كنند; مثل اينكه گفته مى شود:

چه دليلى بر وجود امام غائب است؟ امامى كه نه كسى او را مى بيند! و نه كسى از احوال او مطّلع است! به چه دليل هست؟

اگر غائب است، حكمت غيبت او چيست؟

خدا كه كار بى حكمت نمى كند غيبت خلاف حكمت است! زيرا مستلزم اهمال خلق است.

امام زنده باشد و اين همه مدّت مردم مهمل گذاشته شوند؟

چه فائده اى دارد امام باشد ولى غائب؟ هر موقع خواست جهان را از بدبختى ها نجات دهد بدنيا بيايد!!

اصلاً چگونه ممكن است اين همه مدّت زنده مانده باشد؟

آخر او كجاست و چه مى كند و چگونه زندگى را به سر مى برد. كه گفته اى نيز مطرح شده است اينكه جنگ هاى امروزى با اسلحه هاى پيشرفته بوده و اسلحه ى او ـ چنان كه مى گويند ـ همان شمشير است. چگونه مى شود با شمشير در مقابل اين همه جنگ افزار پيشرفته وارد جنگ شد.

و از اين قبيل شبهات كه خداوند قلوب اهل ايمان را از شك و ترديد حفظ كند كه ابتدا و انتهاى انحراف در دين همين جاست. و به يارى خدا و با تأييدات مولانا حجّة بن الحسن المهدى ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ـ اين گفته ها در جاى خود جواب داده شده و خواهد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384;ساعت 14:14;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

رويارويى با مشكلات در راه حقّ

يكى ديگر از عمده لغزش گاههاى دوره ى غيبت كبرا اين است كه انسان در مسير حركت در راه حقّ با مشكلات فراوانى روبرو مى شود كه در بسيارى موارد به منظور احتراز از آنها از راه حق دست كشيده و در نتيجه از آن كسانى قرار مى گيرد كه از غربال امتحان فرو مى ريزند.

ابو بصير مى گويد از امام باقر ـ عليه السلام ـ شنيدم كه مى فرمود:

هم جدا مى شويد به خدا سوگند امتحان مى شويد و به خدا سوگند كه شما غربال مى شويد چنانكه زوان(13) از گندم خوب غربال مى شود.

اما آن كسانى كه مورد تأييد خداوند هستند در هيچ شرايطى دست از مسير حق برنداشته و با صبر و توكّل بر خدا اين راه صعب و پر از مانع را به سلامت طى كرده و در اين امتحانات پيروز مى شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384;ساعت 14:13;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

لغزش گاه هاى دوره ى غيبت كبری

گفتيم كه در زمان غيبت امتحان الهى شدّت مى يابد حال بايد ديد كه موارد امتحان و به تعبير ديگر لغزش گاههاى اين دوره در چه امورى بيشتر نمايان است; بطور كلى مى توان اين لغزش گاهها را در 3 محور خلاصه كرد:

1 ـ خواست ها و اميال نفسانى

2 ـ رويارويى با مشكلات در راه حق

3 ـ وجود شبهات پيرامون وجود امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ .

 

خواست ها و اميال نفسانى

خداوند در سوره ى كهف مى فرمايد: (انّا جعلنا ما على الأرض زينة لها لِنَبْلُوَهم أيُّهم أحسن عملاً) ما آنچه كه بر روى زمين است را زينت و زيبايى براى آن قرار داديم تا بيازمائيم ايشان را كه كدام از ايشان نيكوتر عمل مى كنند.

بايد دانست كه اين زيبائيهاى خيره كن كه در دنياى امروز به نهايت خود رسيده است و اين صحنه هاى حرام و دارايى هاى فراوان و مقام و رياستها همه ابزار امتحان انسانند، تا مؤمن حقيقى شناخته شود!!

بديهى است كه نفس انسان امّارة بالسوء ـ فرمانرواى زشتيها ـ بوده و خواهان لذّتهاست و توجهى به چگونگى نيل بدانها ندارد و آيا رضايت پروردگار در آن هست يا نيست؟! او مى خواهد!! و مى خواهد!! و هيچ مانعى را نمى پذيرد.

در دوره ى غيبت مخصوصاً آخر الزمان آنقدر اين حرامهاى زيبا نما زياد مى شود كه گويى عقل رخت بر مى بندد و از انسان مفارقت مى كند و او با خواسته هاى نفسانى اش تنها مى ماند. از اين رو حضرت امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمودند: انّ أخوف ما أخاف عليكم إثنان اتباع الهوى وطول الأمل.

بيشتر چيزى كه براى شما از آن ترسان هستم دو چيز است يكى پيروى از هواى نفس و ديگر درازى آرزوها.

آرى پيروى از هواى نفس چيزى است كه غالب انسانها بدان گرفتارند و آن تحسين دامگه ست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384;ساعت 14:12;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  |