از بعثت تا ولايت
بعثت ختم رسل محمد مصطفی (ص) بر یوسف زهرا (س) و تمام مسلمانان جهان مبارک باد ![]()

در آستانه بعثت و ولايت قرار داريم. اين حادثه مبارك به راستى انفجار نور در قلب تاريكىها و فريادى در خاموشىها و هشدارى در اوج غفلتها بود. عظمت و اعجاز اين حركت بزرگ و توفنده را مىتوان با مطالعه كارنامه جهان پيش از بعثت به دست آورد.
قرن ششم ميلادى را بايد عصر حاكميت سياهى و تباهى ناميد، چرا كه در آن زمان ابرهاى متراكم نادانى، سايه شوم و سنگين خود را بر زندگى بشر افكنده بود و جوامع آن روز در تنگناهاى اقتصادى و اجتماعى مرگبارى قرار داشتند، ليكن سنت تاريخ و قانون طبيعت و مشيت حق تعالى، همواره به اثبات رسانيده كه در چنين مقاطع حساس و يأس آور است كه روشنايى و اميد از اعماق ظلمت و يأس پيدا مىشود و بهار سبز و خرم از دل زمستان سرد و بىجان متولد مىگردد.
در عصرى، پيام روح بخش بعثت رسول اكرم صلي الله عليه و آله بر كالبد افسرده و مرده جهان دميده شد كه پانصد سال و به نقلى هفتصد سال از ظهور عيسى بن مريم گذشته بود. در اين فترت و فاصله ممتد كسى به پيامبرى مبعوث نگرديد، جهل و ظلم بر سراسر گيتى حكومت مىكرد و جنگ نامعقول ايران و روم نابسامانىها و افسردگىهاى فراوانى به بار آورده بود.
آرى، مشيت الهى بر اين بود كه از گريبان تاريكى، سپيده شكافته شود و آفتاب تابناك نيّر اعظم و فخر بنى آدم، حضرت محمد بن عبد الله صلي الله عليه و آله طلوع كند.
امام على عليه السلام مىفرمايد: خداوند متعال پيامبر اسلام را هنگامى فرستاد كه از عصر پيامبران پيشين مدت زمان بسيارى سپرى شده بود و ملتها در خواب عميقى فرو رفته بودند. فتنه و فساد، جهان را از كران تا كران فراگرفته بود و اعمال زشت و پليد رواج محسوسى داشت. آتش جنگ همه جا شعلهور بود و دنيا، چهرهاى بىفروغ و پر از مكر و فريب به خود گرفته بود. برگهاى درخت زندگى زرد و پژمرده گشته و از ميوه آن خبرى نبود. آب حيات [معنوى و اخلاقى] فرو خشكيده و نشانههاى هدايت، كهنه و خراب، و پرچم هدايت، سرنگون گشته و بيرقهاى پستى و گمراهى همه جا در اهتزاز بود. زندگى با سيمايى كريه و عبوس با اهل دنيا روبرو بود. ميوه درختش، فتنه و خوراكش، مردار و بر دلهاى مردم وحشت و اضطراب و بر برون آنان شمشير حاكم بود.(1)
اللهم عجل فرجه و اجعلنا من انصاره و اعوانه.
لينك مطالب مرتبط :
- سيره اخلاقي و رفتار رسول اكرم صلي الله عليه و آله
- مبعث
ادامه مطلب...
در طول تاريخ گاهى به شرايط و فرصت هايى بر مى خوريم كه گمان مى رود زمينه ظهور فراهم شده مثلا استقبال مردم از دين و فداكارى در راه اسلام و بذل جان و شهادت به خاطر آن به قدرى زياد و با شور و هيجان است كه به نظر مى آيد كه نه تنها سيصد و سيزده نفر بلكه بيش از هزارها نفر آماده جان نثارى در ركاب امام(عليه السلام) هستند با وجود اين، سرّ تأخير ظهور چيست؟
پاسخ : راجع به فراهم بودن شرايط ظهور امام زمان (عليه السلام) ،
اولا: كسى نمى تواند به طور يقين اظهار اطّلاع كند يعنى بگويد همه شرايط فراهم شده است، زيرا خود اين ادعا احتياج به علم به جميع شرايط دارد چون ممكن است احاديث متضمن بيان همه شرائط نباشند.
ثانياً: بر فرض كه شرايط، منحصر در آن موارد باشد كه در روايات آمده است با اين حال همان طور كه صدوق ـ عليه الرحمه ـ فرموده است واقعاً نمى توان مطمئن بود كه فرضاً همان سيصد و سيزده نفر اصحاب خاص و سائر شرايط موجود شده باشد. چون اگر تمام اوضاع و شرائط بر حسب ظاهر حكايت از فراهم بودن زمينه ظهور داشت، بدون اين كه مثلا وجود افراد خالصى را كه بتوانند در شمار سيصد و سيزده نفر از اصحاب حضرت صاحب(عليه السلام) باشند انكار كنيم. اين ادعا را هم نمى توانيم بكنيم كه همه افراد مانند «سلمان» و «ابوذر» و «مقداد» و «رشيد هجرى» و «اصحاب كربلا» مى باشند.
در وضعيت كنونى با همه ادعاهايى كه در جامعه ما براى بازگشت به اسلام و اسلام خواهى مطرح مى شود و البته باعث افتخار است اما باز هم مى بينيم احكام الهى را در بسيارى از مسائل سياسى، اقتصادى، اجتماعى، خيلى ها زير سئوال مى برند و تا آن جا كه بعضى احكام دين را كه اختصاص به زمان و يا مكان خاصّى ندارد مختص به همان عصر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مى دانند به اين بهانه از زير بار تكليف شانه خالى مى كنند، با وجود چنين اشخاصى و حوادثى چگونه مى توانيم بگوييم اوضاع براى ظهور آماده شده است تا چه رسد به اين كه از علت تأخير سئوال كنيم.
بنابر اين در اين مسئله سزاوار است تسليم حكم و اراده خداوند عالم باشيم و فضيلت انتظار ظهور را از دست ندهيم و همان گونه كه در روايت «على بن مهزيار» اشاره شده است محجوب بودن آن حضرت را به اعمال خود نسبت بدهيم و هميشه ياد آن حضرت را در دل هاى مان زنده نگهداريم و سعى كنيم از طريق اصلاح اعمال خود زمينه ظهور حضرتش را هرچه بيش تر فراهم كنيم.
گفتمان مهدویت تالیف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی انتشارات مسجد مقدس جمکران
شهادت مظلومانه باب الحوائج امام موسی الکاظم بر قطب عالم امکان مهدی موعود (عج) و تمام شیعیانش تسلیت باد.
رفتار امام كاظم (ع) در زندان
در ديدگاه امام كاظم، سراسر زمين مسجد و معبد و محراب وسيع پرستش و زمينهاى براى تسبيح و تقديس خدا بود، چه در زندان چه بيرون، چه در مدينه چه در بصره يا بغداد. هر چه حلقه حصار را بر او تنگ ترمىكردند و سخت گيري ها بيشتر مىشد و محنت ها متراكم تر مىگشت، احساس قرب بيشتر به خدا مىكرد و از« نماز» و « صبر»، كمك مىگرفت. امام، زندان را پرستشگاه ساخته بود و از تنهايى زندان، خانه انس و الفت با خدا پديد آورده بود.
روزها روزه مىگرفت و شب ها به نماز و مناجات مىايستاد. به روايت يكى از زندان بانانش، حضرت، خدا را حمد مىكرد كه جايى مهيا و آسوده براى عبادت، نصيب وى ساخته است.
احمد بن عبدالله از پدرش نقل مىكند: نزد فضل بن ربيع رفتم. وى بر پشت بامى نشسته بود. به من گفت: به داخل اين اتاق نگاه كن چه مىبينى؟
گفتم: جامهاى بر روى زمين افتاده.
گفت: خوب بنگر. دقت كردم، گفتم:
مردى است در حال سجود. گفت: او را مىشناسى؟ او موسى بن جعفر است.
من شب و روز مراقب حال او هستم، همواره او را در همين حالت مىيابم.
پس از نماز صبح، تا طلوع خورشيد تعقيبات مىخواند، سپس به سجده مىافتد تا اذان ظهر. كسى را گماشته كه وقت نماز را به او اطلاع دهد. وقتى هنگام نماز را به او خبر مىدهد، برخاسته، بدون آن كه دوباره وضو بگيرد، به نماز مىپردازد و اين حالت اوست، تا غروب كه افطار مىكند، تجديد وضو مىكند، سپس به سجده مىافتد و در دل شب تا طلوع فجر نماز مىخواند.
در نقل ديگرى آمده است:
وقتى امام موسى را به فضل بن يحيى تحويل دادند، او را در يكى از اتاقهايش محبوس ساخت و كسى را گماشت تا رفتار او كنترل كند. امام پيوسته به عبادت مشغول بود. شب ها را با نماز و تلاوت قرآن و روزها را با روزه سپرى مىكرد و چهره از محراب بر نمىگرداند. فضل بن يحيى كه حالات او را ديد، او را مورد احترام قرار داد و بر او آسان گرفت.
امام همواره بر زندان بانان و جلادان هم تاثير مىگذاشت. فرصت هاى زندان را به دعا و مناجات و استغفار و ذكر و ركوع و سجود مىگذراند و اين را منت و نعمت و موهبتى از سوى خداوند قلمداد مىكرد و سپاسگزار بود.
آلبوم امام موسي کاظم ( علي السلام )
![]()

ادامه مطلب...
انکـار رجــعت : انکـار قــدرت خــداوند
ٳنّی من المٶمنین برجعتکم لا ٲنکر لله قدرة لا مکذّب منه ﻣﺸﻴﺔ ... [1]
همانا من از ایمان اورندگان به رجعت شما هستم و قدرت خداوند را انکار و خواست و مشیت او را تکذیب نمی کنم .
نکته ها :
1- این جملات بخشی از زیارت امیرالمومنین (ع) است که زائر با خواندن این جملات خودش را در زمره ایمان آورندگان به رجعت آن حضرت معرفی می کند ؛ یعنی من تنها نیستم که ایمان به رجعت دارم بلکه تمامموجودات عالم به رجعت شما ایمان دارند من هم جزئی " من المومنین " از آن ها هستم .
2- همان گونه که گفته شد انکار رجعت به انکار قدرت خداوند برمی گردد ؛ چه اینکه به تکذیب مشیت و خواست خداوند منجر می شود . لذا حضرت علی (ع) به ابن الکواﺀ که منکر رجعت بود ٬ فرمود : قدرت خداوند را انکار نکن . زیارت کننده هم در محضر امیرالمومنین (ع) ضمن اقرار و اظهار ایمان به رجعت آنان ٬ در مقام استدلال برآمده می گوید : من قدرت خداوند را انکار نمی کنم ٬ چه اینکه خواست و اراده او را تکذیب نمی کنم . شبیه این جملات در زیارت نامه های ائمه (ع) زیاد تکرار شده است . [2]
اعتـقاد به رجــعت : آمادگــی برای یاری حـق
" ... فقلبی لکم مسلّم و نصرتی لکم معدّة حتّی یحکم الله بدینه ٬ فمعکم معکم لا مع عدوّکم ٬ ٳنّی لمن القائلین بفضلکم مقرّ برجعتکم لا ٲنکر لله قدرة و لا ٲزعم ٳلّا ما شاء الله ٬ سبحان الله ذی الملک و الملکوت ٬ یسبّح الله باسمائه جمیع خلقه ... [1]
پس قلبم تسلیم فرمان شما و تمام نیرو و قدرتم آماده یاری شماست ٬ تا اینکه خداوند درباره دینش حکم کند – شما را برای گسترش آن برانگیزد- پس همانا با شما هستم نه با دشمنانتان ٬ زیرا به فضایل شما اعتقاد و به رجعت شما اقرار دارم و هیچ قدرتی را برای خداوند انکار نمی کنم و هیچ اعتقادی به جز خواسته خداوند ندارم ؛ زیرا خدایی که صاحب ملک و ملکوت عالم است ٬ منزه است از اینکه به ضعف و ناتوانی توصیف و یا اعتقادی بر خلاف خواسته او برگزیده شود در حالی که تمام جهان هستی مشغول تسبیح و تقدیس او هستند .
نکته ها :
1- این بخشی از زیارت جامعه است که در روزهای جمعه خوانده می شود . این فقرات به خوبی دلالت می کند که اعتقاد به رجعت ٬ انسان را همیشه آماده برای دفاع و یاری حق نگه داشته و هر آن و لحظه ٬ انتظار درک ظهور معصوم و عالم گیر شدن اسلام را می کشد . از اینکه مرگ گریبانش را گرفته و از دنیا برود هرگز هراس و نگرانی ندارد بلکه برای زمینه سازی حکومت جهانی و گسترش دین الهی تلاش و کوشش می کند . از طرفی همیشه نگران از درک حضور معصوم (ع) است افعال و رفتارش را دقیقا کنترل نموده و با اصرار و تاکید ٬ همراهی با آنان را از خداوند طلب می کند .
2- " ٳنّی لمن القائلین ... " این جمله به منزله علت و برهان دو جمله قبل است ؛ یعنی این اعلان – همراهی و بیزاری – بی پایه و اساس و از روی احساسات زودگذر نیست که با گذشت زمان و تغییر مکان ٬ دست خوش تغییر شود بلکه بلکه از اعتقاد من سرچشمه می گیرد . یعنی چون اعتقاد به فضائل و اقرار به رجعت شما دارم اعلان همراهی با شما و بیزاری از دشمنان شما می کنم .
3- " الا ٲنکر لله قدرة ... " این جمله دلیل و برهان " ٳنّی لمن القائلین ... " است . به عبارت دیگر٬ اعتقاد به رجعت شما دارم زیرا انکار رجعت را مستلزم انکار قدرت الهی می دانم ٬ پس اقرار به رجعت در واقع اقرار به قدرت الهی است . و این که معتقد به فضایل و برتری شما هستم چون آن را اراده و خواست خداوند می دانم که در آیات تطهیر ٬ مباهله ٬ مودت و ... ابراز و بیان کرده است . [2]
چقدر امام زمانمان (عج) را می شناسیم؟
قال رسول الله (ص):
مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِه ماتَ ميتَةَ الْجاهِلِيَّةِ
«
هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت (وكفر) از دنيا رفته است.»بحار الانوار ج 23 «باب وجوب معرفة الامام» ص 89 حديث 35 و از كتب اهل سنّت: شرح مقاصد تفتازانى، ج 5 ص 239، «الفصل الرابع فى الإمامة» منشورات شريف رضى.
منظور از معرفت و شناخت امام زمان، تنها دانستن نام و نام پدر و حسب و نسب او نيست، زيرا بعضى از كفار و دشمنان او نيز به اين مقدار او را مى شناسند. بلكه اين است كه او را امام بداند و اطاعت او را بر خود واجب شمارد و به ولايت او اعتراف و اقرار داشته باشد.
شناخت ما نسبت به هر کس یا هر چیز به میزان نیاز ما به آن شخص یا آن شیء بستگی دارد..
مثلا میزان شناخت ما نسبت به همکلاسی خیلی کمتر از یک دوست است یعنی نیازی نیست که حتما ما از جزئیات اخلاقی و رفتاری یک همکلاسی اطلاع داشته باشیم ولی برای دوستی باید از اخلاق و رفتار او نیز آگاه باشیم و در بقیه مسائل هم همینطور.
حالا شناخت ما به امام زمانمان(عج) چقدر باید باشد؟
ما به امام زمانمان چقدر نیاز داریم؟ آیا دانستن نام و ... کفایت می کند ؟ آبا خواندن چند روایت در مورد ظهور ایشان کافی است؟
شناخت ما نسبت به امام زمانمان باید در تمام ابعاد باشد یعنی ایشان را به طور کامل بشناسیم از نام و کنیه گرفته تا سیره مسئله امامت واینکه ناظر بر اعمال ما هستند و هر گاه صدایشان کینم مطمئنا جواب می گیرم وهر کس در این مطلب شک کند مطمئنا معرفتش نسبت به امام زمانش بسیار کم است.....
شناخت ما باید به حدی باشد که ما را ملزم به اطاعت ازایشان نماید و اطاعت از امام زمان (عج) عین اطاعت از خداست.
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین
یا علی
اعتقـاد به رجـعت : انتـظار دولـت کریمـه
اشهد الله و اشهدکم انّی مومن بکم و بایابکم مصدّق برجعتکم ٬ منتظر الامرکم. مرتقب لدولتکم ...ورٲیی لکم تبع ٬ و نصرتی لکم معدّة حتّی یحیی الله تعالی دینه بکم و یردّکم فی ٲیّامه و یظهرکم لعدله و یمکّنکم فی ٲرضه ... و جعلنی ممّن یکر فی رجعتکم و یملّک فی دولتکم و یشرّف فی عافیتکم و یمکّن فی ٲیّامکم و تقرّ عینه برٶیتکم ... [1]
خدا و شما را شاهد می گیرم که من به ولایت و بازگشت شما ایمان دارم ٬رجعت شما را تصدیق می کنم چشم به راه فرمان شما و منتظر دولت شما هستم .رای و نظرم تابع گفتار شما و قدرت ٬ نصرتم آماده یاری شماست تا اینکه خداوند متعال دینش را به دست شما زنده کند و شما را در ایام خود بازگرداند و برای گسترش عدالت ظاهر و یاری سازد و در روی زمین سلطنت و قدرت ببخشد . خداوند مرا از کسانی قرار دهد که در رجعت شما بر می گردد و در حکومت شما فرمانروای می شود ٬ در عافیت شما مشرف شده و در روزگار شما سلطنت نموده و به واسطه دیدن شما چشمش روشن می شود .
نکته ها :
1- این جملات بخشی از زیارت جامعه کبیره است که از امام هادی (ع) نقل شده است .موسی بن عبدالله نخعی از آن حضرت در خواست نمود که زیارتنامه جامع و بلیغی را انشا کند که بشود هر یک از ائمه را با آن زیارت کرد .حضرت هم ضمن بیان زیارت کامل و مفصلی _ که یک دوره توحید٬ معارف امامت و امام شناسی است _ فضایل٬ اوصاف ائمه اطهار (ع) جایگاه امامت در نظام هستی و اثر اعتقادی آن و ... را بیان فرموده و رجعت انان را همانند دیگر فضایلشان ٬ اعتقاد مسلم شیعیان دانسته و خداوند و ائمه را بر این عقیده شاهد گرفته و به زائر دستور داده که رجعت و برگشتن خودش را از خداوند در زمان رجعت آنان درخواست کند .
2- یحیی الله تعالی دینه بکم این جمله به روشنی دلالت می کند که ائمه اطهار احیاگران دین الهی هستند که در اثر هوی و هوس ستمگران مطرود و منزوی شده است . این امنای الهی باید بیایند تا آن را زنده نموده و بر تمام شئون زندگی انسانها حاکم کرده و عدالت را گسترش دهند . [2]
3- یردّکم فی ٲیّامه در این جمله روز رجعت ٬ روز خدا معرفی شده است چه اینکه در ذیل آیه مبارکه ﴿ و ذکّرهم بایّام الله ﴾ [3] روایات متعدد آمده است که ایام الله سه روز است : روز قیام مهدی (عج) ٬ روز رجعت و روز قیامت .
راز تنهايي علي عليه السلام
علي عليه السلام تنهاست!
چه كسي تنها نيست؟
كسي كه با همه و در سطح همه است.
كسي كه رنگ زمان به خود ميگيرد.
احساس خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود دارد نميتواند سيرش كند.
و لذا آن همه ياران، آن همه همرزمان، آن همه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچ كدام براي علي عليهالسلام تفاهمي به وجود نياورده است.
رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد.
هيچ كدام از آنها در سطح او نيستند.
ميخواهد دردش را بگويد،
حرفش را بزند،
گوش نيست، دلي نيست، و فهمي نيست تا بفهمد.
رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد.
نيمه شب به طرف نخلستان ميرود، آنجا هيچ كس نيست، مردم راحت آرميدهاند، هيچ دردي آنها را در دل شب بيدار نگاه نداشته است، و اين مرد تنها، كه روي زمين خودش را تنها مييابد، با اين زمين و اين آسمان بيگانه است، و فقط رسالت و وظيفهاش، او را با جامعه و اين شهر پيوند داده است. ولي وقتي به خودش برميگردد ميبيند كه تنهاست.
شبانه به نخلستان ميرود، و باز براي اين كه ناله او به گوش هيچ فهم پليدي و هيچ نگاه آلودهاي نرسد، سر در حلقوم چاه فرو ميكند و ميگريد.
اين گريه از چيست؟؟!
خدایا : عیدی ما را اصلاح امر فرج مولایمان مهدی (عج) قراره بده....
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی آمین
یا علی
ادامه مطلب...
نوای شادی (مولودی)
|
خلج |
آمده ابن الرضا |
|||
|
حداديان |
امام رضا عيدي ميده |
|||
|
منصور ارضي |
گل رضا مولا |
|||
|
سازور |
گل رخسار جواد |
|||
|
سازور |
يا جواد ابن الرضا |
|||
|
باقري |
گل زهرا خوش آمدي |
|||
|
واعظي |
يا جواد الائمه گل زهرا |
|||
|
واعظي |
روح ولايت |
|||
|
طاهري |
مولا جواد |
|||
|
طاهري |
تجلي شد جلوه دلبر |
|||
|
طاهري |
بي مثال |
|||
|
طاهري |
جانم شده شيدا |
|||
|
- |
يا جواد الائمه |
|||
|
- |
قدم تو مبارک است |
|||
|
- |
ابن الرضا خوش آمدي |
|||
|
- |
در مدح جواد |

































