رجــعت : دســتور دین
ٲشهد ٲنّی بکم موٴمن وبإیابکم موقن ٬ بشرآئع دینی و خواتیم عملی ٬ و قلبی لقلبکم سلم و ٲمری لاٴمرکم متّبع ٬ و نصرتی لکم معدّة حتّی یاٴذن الله لکم ... [1]
شهادت می دهم که ایمان به ولایت و یقین به رجعت شما دارم ٬ طبق دستورات دینم و سرانجام عملم ٬ قلبم با قلب شما در صلح و هماهنگی است ٬ کارهایم تابع فرمان شما و نیروهایم آماده نصرت و یاری شما است تا اینکه خداوند به شما اجازه رجعت و قیام دهد .
نکته ها :
1- این بخشی از زیارت اربعین امام حسین (ع) است که امام صادق (ع) به صفوان جمال دستور داد آن حضرت را زیارت کند . شبیه این جملات در زیارت نامه های مطلقه و مخصوصه ی آن حضرت نیز فراوان آمده است . [2]
2- " ٬ بشرآئع دینی و خواتیم عملی " این قسمت از زیارت نامه قابل توجه است ؛ زیرا به امام (ع) عرضه می دارد که من یقین به رجعت شما دارم و این دستور دینم و سرانجام عملم است .
شاید مراد این باشد : رجعت شما را از دستورات دینی دانسته و بر اساس آن یقین دارم . و رجعت خودم در محضر شما پاداش و پایان اعمال خودم است که در دنیا و حیات اول در راه استقرار حکومت شما تلاش کردم ولی موفق نشدم . پس در زمان رجعت نتیجه اعمال و تلاش خودم را می بینم .
نام کتاب : جزیره خضرا در ترازوی نقد
نویسنده : علامه سید جعفر مرتضی عاملی
مترجم : محمد سپهری
ناشر : بوستان کتاب قم
نشانی اینترنتی :
تلفن : 7737160 - 0251
مهدویت در اسلام یک فلسفه بزرگ جهانی است و دو مذهب بزرگ اهل سنت و شیعه بدان اعتقاد دارند تا آنجا که شکل و شمایل سیرت و سیما و حتی زمان ظهور و علائم و نشانه های عصر ظهور آن حضرت را از رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع) نقل کرده اند .
از طرفی دنیا خواهان و هواپرستان سعی نموده اند با سوء استفاده از عواطف و احساسات منتظران مهدی صاحب الزمان (عج) مطالب کذب و نادرست و منحرف را در قالب نشانه های ظهور به مشتاقان آن حضرت القا نمایند و از راه بازار گرمی به نان و نوایی برسند . کتاب حاضر با بررسی کتابهای بیان الائمه ، خطبة البیان منسوب به امام علی (ع) و جزیره خضراء و مثلث برمودا مورد نقد و بررسی علمی قرار می گیرد .
علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب « جزیره خضرا در ترازوی نقد » تلاش نموده اند تا خط بطلانی بر روی هر سه موضوع فوق بکشند و آنها را از اساس باطل کنند .
منتظر حقيقي کيست ؟ این روزها به خوردن شيريني - مداحي - چراغاني - تبريک گويي - کيک چند تني - و.............. گذشت و همه چيز دوباره مثل روز اول خواهد بود . و هرکسي به روال عادي و معمولي زندگي اش برمي گردد . خوب تمام شد ديگه . ما ايام ولادت وشهادت ائمه را اينگونه برگزار مي کنيم ولي ايا تحولي - تغييري- بازگشتي- توجه اي - بيداري - تصميمي نو- در ما ايجاد مي شود ؟ راستي از شما برادر وخواهر گرامي سوال مي کنم که منتظر واقعي کيست ؟ آيا وجوهاتش را مي دهد ؟ خمس را مي پردازد ؟ چگونه مي توان ادعاي منتظران را داشت ولي حق امام زمان را غصب کرد .مي خواهم بگويم امام مهدي را براي رفع حاجاتمان نخواهيم . امام مهدي را براي خودش دوست داشته باشيم . براي خود - خود - ان مرد الهي ندبه کنيم نه براي گرفتاريهاي شخصي امان . امام مهدي در غربت است و ما فقط به خود مي انديشيم . انبوه ندبه خوانان و گريه کنندگان در مراسم ها ما رابه اشتباه نيندازد زيرا عموما اين خواسته هاي دست نيافتني است که ما را به توسل مي کشاند . ايا ما براي ادم شدن هم گريه مي کنيم . براي بي تواقعي هايمان هم گريه مي کنيم ؟ براي مرگ هم گريه مي کنيم ؟ براي اينکه نعمات الهي را ضايع مي کنيم ولي هنوز که هنوز است نفهميديم براي چي اآفريده شده ايم گريه مي کنيم ؟ آيا وقت ان نشده که نيازها و حاجتهاي کوچک وحقير دنياي امان را به کناري بيندازيم و براي غربت و غيبت ان انسان اسماني گريه کنيم ؟ عزيزان همه چيز در دين خدا شرايط دارد و با حفظ شرايط اعمال واذکار ما قبول مي شود . نمي شود غاصب حق حضرت باشيم و برايش خلوارها گريه کنيم . اينگونه اشک ريختنها هيچ فايده اي ندارد و هکذا ............. منتظر واقعي اهل تزکيه نفس است . اهل خودسازي است .اهل جهاد با نفس است . اهل به صلابه کشاندن هواهاي نفساني است . اري ما بايد صالح باشيم تا لياقت مصلح اخرالزمان يعني مهدي ال محمد را داشته باشيم . والسلام علي عبادالله الصالحين

سلام بر مهدی، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهی و منجی نهائی.
سلام بر مهدی، كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم.
سلام بر مهدی، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحها و موعود موعودها.
سلام بر مهدی، صاحب شب قدر و عصاره عصر.
سلام بر مهدی، ديده بان خدا و مظهر هدی، وصی اوصياء و گزيده اولياء.
سلام بر مهدی، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته.
سلام بر مهدی، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء.
میلاد یگانه منجی عالم بشریت امام زمان (عج) مبارک باد
اللهم عجل لولیک الفرج
حكيمه خاتون، دختر امام محمّد تقى(عليه السلام) و عمّه امام حسن عسكرى(عليه السلام)مى فرمايد: ابا محمّد، حسن بن على(عليهما السلام) شخصى را نزد من فرستاد و پيغام داد:
«عمّه جان! امشب براى افطار نزد ما بيا كه شب نيمه شعبان است، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ امشب حجّت خود را كه حجّت او در روى زمين است، آشكار مى سازد.»
من خدمت آن حضرت شرفياب شدم، عرض كردم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس.
عرض كردم: فدايت گردم; قسم به خدا! من اثرى از حاملگى در او نمى بينم.
فرمود: بدان! حقيقت همين است كه من به تو مى گويم.
عرض كردم: بانوى من و خاندان من، تو هستى.
فرمود: اين چه حرفى است كه مى زنيد]من كجا و اين مقام بزرگ؟
عرض كردم: دخترم! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ امشب پسرى به تو عطا خواهد نمود كه سروَر دنيا و آخرت است.
آنگاه او در حالى كه آثار حجب و حيا در او نمايان بود، آرام نشست. پس از آن كه نماز عشا را خواندم و افطار كردم، به بستر رفته و خوابيدم. نيمه شب براى اداى نماز شب برخاستم. وقتى نمازم به پايان رسيد، نرجس خاتون خوابيده بود و هيچ اثرى از زايمان در او ديده نمى شد. مشغول تعقيبات نماز شدم. دوباره خوابيدم; ناگهان با هراس از خواب پريدم، ديدم نرجس خاتون آرميده وخواب است.
در اين هنگام، به وعده امام شك كردم. ناگاه امام(عليه السلام) از اتاق خويش با صداى بلند فرمود:«عمّه جان! عجله نكن نزديك است.»
شروع به قرائت سوره«الم سجده» و «يس» نمودم. هنگام قرائت من، نرجس خاتون با هراس از خواب پريد. به طرف او رفتم و گفتم: اسم اللّه عليكِ، آيا چيزى احساس مى كنى؟»
فرمود:«آرى، عمّه جان!».
عرض كردم: برخود مسلّط باش و دل قوى دار، اين همان است كه به تو گفتم.
آنگاه دوباره به خواب رفتم در حالى كه او كاملاً براى زايمان آماده شده بود. ديگر چيزى نفهميدم تا اين كه حضور مولايم حضرت حجت(عليه السلام) را احساس كردم. بيدار شدم، روانداز را كنار زدم ديدم در سجده است. او را در آغوش كشيدم. بسيار پاكيزه بود.
در اين هنگام ابامحمّد، حسن بن على(عليهما السلام) با صداى بلند فرمود: «عمّه جان! فرزندم را بياور».
او را به نزد حضرت(عليه السلام) بردم، آن بزرگوار كودك را روى يك دست خود گذاشت و دست ديگر را بر پشت او نهاد و پاهايش را به سينه چسبانيد. آنگاه زبان مبارك را در دهان آن طفل چرخاند و دست بر چشمها و گوشها و مفاصل او كشيد و فرمود: «پسرم سخن بگو.»
آن مولد مسعود فرمود: «اشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لاشريك له، و أشهد أنَّ محمّداً رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)»
آنگاه بر على اميرالمؤمنين(عليه السلام) و يك يك ائمّه معصومين(عليهم السلام) درود فرستاد تا رسيد به پدر بزرگوار خود، چشم باز كرد و بر آن حضرت سلام نمود.
امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرمود:«عمّه جان! او را به نزد مادرش ببر تا بر او نيز سلام كند».
او را گرفتم و به نزد مادرش بردم; بر مادر خود نيز سلام نمود، پس او را به اتاق امام(عليه السلام) بازگرداندم.
حضرت(عليه السلام) فرمود: «عمّه جان! روز هفتم نيز نزد ما بيا».
بامدادان كه خورشيد دميد به اتاق امام(عليه السلام) بازگشتم تا با ايشان خداحافظى كنم. وقتى روپوش از گهواره آن مولود مسعود را كنار زدم او را نيافتم. به حضرت عرض كردم: فدايت شوم! سروَرم چه شد؟
فرمود: او را به همان كسى كه مادر موسى(عليه السلام) فرزندش را سپرد، سپردم.
روز هفتم به خدمت حضرت(عليه السلام) شرفياب شدم. سلام كردم و در محضرش نشستم. فرمود: «فرزندم را نزد من بياور!»
سروَرم را در قنداقه اى نزد حضرت(عليه السلام)آوردم، و آن بزرگوار مجدّداً مانند بار اوّل زبان در دهان او چرخاند; گويى كه به او شير يا عسل مى خورانيد. آنگاه فرمود:«پسرم! سخن بگو»
فرمود:«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه» و حضرت پيامبر محمّد مصطفى(صلى الله عليه وآله وسلم)را درود و ثنا گفت، و بر على اميرالمؤمنين(عليه السلام) و يك يك ائمّه(عليهم السلام)درود فرستاد تا به پدر بزرگوار خود رسيد، آنگاه اين آيه را تلاوت نمود:
(بسم اللّه الرحمن الرحيم* وَنُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثيِنَ* وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِى الاَْرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كَانُوا يَحْذَرُونَ
«و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان ]مردم [گردانيم، و ايشان را وارث ]زمين [كنيم* و در زمين قدرتشان دهيم و ]از طرفى[ به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند، بنمايانيم».
موسى بن محمّد ـ كه راوى اين حديث شريف است ـ مى گويد: اين حديث را از عقبه، خادم امام حسن عسكرى(عليه السلام) نيز پرسيدم، او گفته حكيمه(عليها السلام) را تصديق كرد.
1. دامنه احکام
برخی بر این باورند که(
(احکام)) فقط اختصاص به مسائل عبادی دارد، در حالی که در تمام ابعاد فرهنگی ، اقتصادی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، تربیتی، عبادی، قضایی، هنری، نظامی، بهداشتی،ورزشی، ، ...نیاز به احکام وجود دارد.
2.فراگیری احکام
بسیاری از مردم اعتنایی به فراگیری احکام مورد نیاز خود ندارند و فکر می کنند اگر آشنایی به احکام ندشاته باشند مسولیت کمتری دارند، در حالی که طبق فتوای حضرت امام
(ره) در مسئله یازدهم توضیح المسائل: واجب است مسائل مورد نیاز خود را فرا بگیرند. و عذری در برابر کوتاهی خود ندارند.
3. انعطاف در برابر احکام
برخی از مردم تصور می کنند احکام و دستورات دین سخت و مشکل است، در حالی که هم دستوراتش آسان و هم در شرایط سخت انعطاف پذیر است. مثلا اگر شخص بیمار باشد و نمی تواند نماز ایستاده بخواند می تواند نشسته بخواند. اگر نمی تواند وضو بگیرد می تواند تیمم کند. اگرروزه برای شخص ضرر داشته باشد نباید بگیرد، تا علم ویقین به نجاست پیدا نشود همه چیز پاک است .اگر انسان ناچار شود در زمین گل آلود نماز بخواند و بدن و لباس او آلوده می شود باید در حال ایستاده نماز بخواند و برای سجده با سر اشاره کند و تشهدا ایستاده بخواند. کسی که به احکام اسلام آشنایی داشته باشد می داند که اسلام در تمامی ابواب فقهی، شرایط آسانی را برای مکلفین قرار داده است.
دوستان گرامی ان شاء الله به زودی با بحث های جالبی مانند شادی در سالام برداشت های مردم از احکام و تصوف و...... در خدمتتان خواهیم بود .....
و امروز برای نشان دادن خوش عهدی خود ۳ مطلب در مورد برداشتهای مردم از احکام قرار داده ام....
باشد که مورد رضایت خدای تعالی و ائمه معومین (ع) قرار بگیرد..
باز جمعه آمد اما کجاست مهدی فاطمه (س)....؟
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی امین
یا علی


