تبليغاتX
بسوی ظهور مهدی (عج)



 

كيفيّت سوّم ; سعى و اهتمام در تحصيل علوم و معارف دينى از اصول و فروع دين ، و نيز اهتمام در معرفت انسان نسبت به نفس خود در مقام فراگيرى علوم و رفع جهل از خود مى باشد .

و اينك چگونگى نصرت بودن اين كيفيّت را در چند جهت بيان مى كنيم :

آنكه خود انسان هم از جمله كسانى است كه هدايت او راجع به امام (عليه السلام)مى باشد ، پس همان طور كه در هدايت ديگران نصرت حاصل مى شود ــ به بيانى كه گذشت ــ همچنين تحصيل نمودن وسائل هدايت خود و سعى در آن نيز ; نصرت محسوب مى شود ، چنانچه در امر تقوا هم اين خصوصيت ذكر شد.

علم مثل چراغ است كه هرگاه روشن شود حتماً از آن روشنائى حاصل مى شود ، پس بنده هم بعد از آنكه واقعاً داراى مقام و مرتبه اى از علم نافع شد ، پس قهراً از علم او نور حاصل و افاضه مى شود ، و جاهلين از او هدايت مى يابند.

پس با اين ملاحظه ; تعلّم و يادگيرى به منزله مقدّمه نصرت و يارى مى شود ، مثل آنكه انسان هرگاه خود را براى جهاد با اعداء مهيّا نمايد ، به آنكه تحصيل اسلحه نمايد ، و تعلّم كيفيّت مجادله و مقاتله را براى جهاد با اعداء نمايد ، ــ مانند اسب دوانى و تيراندازى ــ پس با اين آمادگى در مقدّمات ; نصرت در جهاد فى سبيل الله مى شود ، و به اين مقدار شخص داخل در زمره انصار شده ، و فائز به فضيلت آنها مى شود.

پس همچنين است در علوم كه از براى هدايت كردن مهيّا مى شود ، و اين هدايت از افضل كيفيّات نصرت و يارى امام (عليه السلام)است ، و اگر چه تعلّم به اين دو عنوان ــ فى نفسه بر حسب اين بيان مزبور ــ عنوان نصرت مى شود ، ولى اين خصوصيت در آن مؤكّد مى شود هر گاه نصرت امام (عليه السلام) را در هنگام اشتغال به يادگيرى قصد كند ، يعنى متذكّر اين جهت باشد ، و اين علاوه بر فوائد و فضائل ديگر است كه از جهت حصول آنها اقدام به يادگيرى علم مى كند ، پس نصرت امام (عليه السلام)را هم يكى از آن دواعى قرار دهد ، و افضل از جميع فوائد ديگر بداند .  

شيوه هاي ياري قائم آل محمد – ميرزا محمد باقر فقيه ايماني

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385;ساعت 9:37;  توسط در انتظار یار...;  | 

كيفيّت دوّم ; سعى و اهتمام در ارشاد و هدايت جاهلين است

اعم از آنكه جهالتشان ;جهالت كفر و شرك باشد يا جهالت ضلالت يا جهالت در احكام دين ، يا جهالت در امر فسق و فجور باشد .

هدايت چند قسم است.

اوّل آنكه به گفتار باشد ; مثل تعليم آنچه رفع جهالت شود ، يا ترغيب و تحريص نمودن جاهل را بر وجهى كه در مقام رفع جهل خود بر آيد ، به گونه اى كه علاقه مند شود كه در مجالس علم نزد علماء حاضر شود .

دوّم آنكه با فعل و كردار باشد ، مثل آنكه فعل و حال انسان در كمالات و حسن اخلاق و مواظبت به آداب بطورى باشد كه موجب رغبت و تأليف قلوب جاهلين شود و اين قسم بهترين وسيله در خصوص هدايت و ارشاد است ، چنانچه در امر تقوا بيان شد .

سوّم آنكه به مال باشد ; مثل آنكه مال خود را بخاطر تأليف قلوب مردم انفاق كند ، به گونه اى كه به اين وسيله در روى آوردن بسوى امر حقّ رغبت نمايند ، و ترك كفر يا شرك يا ضلال يا فسق نمايند ، يا آنكه در امر زندگى آنها كمك كند تا آنها بر تحصيل احكام و امر دين اقدام نمايند ، يا آنكه مجلسى را از جهت مذاكره علم منعقد نمايد ; و در آن آنچه موجب رغبت حضور در آن شود ــ از اطعام و نحو آن خصوص نسبت به عوام و جاهلين و مستضعفين ــ مهيّا نمايد.

و تأييد و تأكيد بر حُسن اين نوع ترغيب ; آن است كه خداوند متعال سهمى از زكات را در مورد تأليف قلوب از اهل كفّار از اهل كتاب و غير از آنها يا مطلق ضعفاء ـ و لو از مسلمين ـ مقرّر فرموده ، براى آنكه آنها بسوى اسلام يا به جهاد رغبت پيدا كنند ، كه اين مطلب مفصّلا در كتب فقهى بيان شده است .

بنابراين ; همه بندگان بايد كمال اهتمام را داشته ; در بعضى موارد به عنوان وجوب و در برخى ديگر به عنوان استحباب ; به هر قسم و به هر وجهى كه مقدور و ممكن شود سعى در هدايت جاهلين بنمايند هرگاه انسان به اين عمل موفّق شود ; به محبوبترين عبادات پيش خداوند دست يافته ، و اشرف وسائل و اقرب قربات نزد او رسيده است ، و هم مراد واقعى از احياء نفس است كه فضل جليل آن در اين آيه مباركه است ( وَ مَنْ اَحْياها فَكَاَنَّما اَحْيَا النّاسَ جَميعاً ) يعنى : و هر كس نفسى را احياء نمايد ، پس چنان است كه تمام مردم را احياء نموده باشد .  

شيوه هاي ياري قائم آل محمد – ميرزا محمد باقر فقيه ايماني

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385;ساعت 15:10;  توسط در انتظار یار...;  | 

 

كيفيّت اوّل ; تقوا است . و بر اين مطلب ــ يعنى بر اينكه با تقوا يارى امام(عليه السلام)حاصل مى شود ــ شواهد بسيارى داريم ، كه اجمالا بعضى از آنها را متذكّر مى شويم : از بزرگترين و مهمترين امورى كه آنحضرت از جانب خداوند جلّ شأنه دارند ; هدايت بندگان و ارشاد آنها بسوى خير و صلاح است ، تا آنكه در طريق حقّ ثابت قدم بوده و از اهل آن بشوند .

پس هر گاه انسان يك نفر از بندگان را هدايت و ارشاد كند تا آنكه از اهل خير و صلاح شود ، اگر چه در واقع ; رسيدن او به درجه و رتبه صلاح از افاضه خود ايشان از جانب خداوند جلّ شأنه مى باشد ، لكن به همان مرتبه ظاهرى كه انسان در هدايت او وسيله شده است  ; امام (عليه السلام)را يارى كرده است ، و در اين امر فرقى نمى كند كه انسان ديگرى را ارشاد و هدايت به صلاح و تقوا نمايد يا خودش را اصلاح نموده و با تقوا شود ، پس خود او هم يكى از آنهائيست كه امام (عليه السلام)بايد او را به خير و صلاح هدايت و ارشاد فرمايند .

و چون تقواى واقعى چه ظاهرى و چه قلبى موقوف به تحصيل معرفت و علم به دستورات ائمّه اطهار (عليهم السلام)ــ دستوراتى كه در بيان حقيقت تقوا و وظائف و آداب آن است ــ، و به تبعيت و پيروى و عمل به آن دستورات است ; روشن است كه اين معرفت و عمل و تبعيّت ; با احياء امر ائمّه اطهار(عليهم السلام) ; و احياء اخبار و احاديث آنها ; و تضييع نشدن اوامر شان نسبت به اين بنده متّقى ، و ابقاء و اظهار آن اخبار حاصل شده و تحقّق پيدا مى نمايد اين احياء و ابقاء از بزرگترين و مهمّترين اقسام نصرت نسبت به امام(عليه السلام)است كه مورد رضايت و محبوبيّت ايشان بوده ، و تأكيد زيادى به آن شده است هر گاه بنده مؤمن واقعاً به وصف تقوا متّصف شد و آثار كمال از او ظاهر گرديد ، اين موجب عزّت و شرف امام (عليه السلام)است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385;ساعت 15:54;  توسط در انتظار یار...;  | 

 

سرنوشت مشترک امت ها در قرآن

   قرآن کریم در آیات متعددی از وحدت سرنوشت امت های گذشته و آینده خبر می دهد . و وقوع حادثه های جمعی و فردی را در شرایط یکسان ، از قوانین و سنت های تغییر ناپذیر الهی و از حوادث مشترک امت ها می داند .

الف )    سنّة الله فی الّذین خلوا من قبل ولن تجد لسنّة الله تبدیلا ً[1]

   این سنت خداوند است که در همه ادوار و امم گذشته جاری و ساری بوده است و سنت الهی هرگز دستخوش تغییر و تبدیل نخواهد شد .

این آیه به طور مطلق ، زندگی جوامع بشری را همانند سایر پدیده های این جهان قانونمند دانسته ، قوانین و سنن الهی را در تمام اعصار و امصار و امم جاری و قابل تکرار می داند . [2]

ب )     أم حسبتم أن تدخلوا الجنّة و لمّا یأتکم مثل الّذین خلوا من قبلکم ... [3]

   آیا شما خیال می کنید که وارد بهشت می شوید در حالی که با حوادث و گرفتاریهای  امت های پیشین آزموده نشده اید ؟

   یعنی وارد بهشت نمی شوید و قیامت برپا نمی شود مگر اینکه تمام حوادث و وقایع زندگی گذشتگان در زندگی شما واقع شود ؛ زیرا زندگی جوامع بشری در این کره خاکی بریده و گسسته از هم نیست بلکه همانند بستر رودخانه می ماند که سنت های الهی در شرایط یکسان به صورت یکنواخت در آن جاری و ساری است .

   مرحوم علامه طباطبایی می فرماید : این آیه اجمالا بر رجعت دلالت می کند ؛ زیرا از جمله حوادثی که در امت های پیشین واقع شده ، رجعت و باز گشت عده ای به دنیاست . [4]



1- سوره احزاب آیه 62 – ر.ک : آیات 43 و 44 و 45 فاطر و ...

2 - البته قانونمندی زندگی بشر منافات با مختار بودن او ندارد . ر.ک : جامعه و تاریخ در قرآن ، اثر استاد مصباح – جامعه و تاریخ اثر استاد مطهری – سنت های الهی در قرآن اثر شهید صدر

3 - سوره بقره آیه 214 – ر.ک : آیات 137 آل عمران و 26 نساء و ...

4- تفسیر المیزان ج 2 ص 108

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385;ساعت 16:55;  توسط در انتظار یار...;  | 

 

رجعــت چنـدین هـــزار نفــر

  ﴿ ألم تر إلی الّذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثمّ أحیاهم إنّ الله لذو فضل ٍ علی النّاس لا یشکرون [1]

   آیا ندیدی جماعتی را که از ترس مرگ[2] ، شهرهایشان را ترک کردند در حالی که هزاران نفر بودند . پس خداوند به آنها فرمود : « بمیرید » بعد از گذشت مدتی آن ها را زنده نمود . همانا خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و احسان است ولکن بیشتر مردم سپاسگذاری نمی کنند .

  نکته ها :

1-   در ذیل این آیه هم زنده شدن مردگان را به عنوان یک امر همگانی و همیشگی مطرح کرده است . و این امر را فضل و احسان خداوند بر مردم دانسته ، از کفران و ناسپاسی آنان نسبت به این نعمت گله کرده است .

2-   در اینکه فاصله این مرگ و زندگی چند سال بوده است ؟ میان مفسران اختلاف است ولی با توجه به کلمه « ثمّ » به صورت مبهم یک فاصله ای استفاده می شود . ولی در بعضی روایات ، گفته شده است که بدن ها فرسوده و استخوانهایشان پوسیده بوده است . [3]

3-   زندگی دوم اینها چه مقدار طول کشیده است ؟ از آیه اجمالا استفاده می شود که اینها مدتی زندگی کردند [4]. چه اینکه امام باقر (ع) در جواب سوال از حیات دوم آنها فرمود : آنها به زندگی طبیعی خودشان برگشتند ، در خانه های خود مسکن گزیدند ، از غذاها استفاده کردند با همسران خود ازدواج نمودند و در پایان با مرگ طبیعی از دنیا رفتند . [5]

آیاتی که ذکر شد همان گونه که بر تحقق رجعت در امت های گذشته دلالت می کند ، بر تعمیم آن برای امت های بعدی هم به عنوان یک سنت همیشگی و همگانی دلالت می کند ؛ زیرا خداوند در ذیل آیات ، این حوادث را به صورت یک قانون و سنت همیشگی و همگانی اعلان می کند . پس می شود صغرا و کبرای قیاس را از همین آیات استفاده کرد .



1 - سوره بقره آیه 243

2 - از ترس مرض طاعون یا جهاد

3 - مستدرک الوسائل ج6 ص 354 – جامع البیان ج2 ص 587 – تفسیرالمیزان ج2 ص 290

4  - تفسیر المیزان ج2 ص 279

5  - مختصربصائرالدرجات ص 24 – مجمع البیان ج2 ص 348 – مرکز الرسالة،الرجعة ص 20

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385;ساعت 16:54;  توسط در انتظار یار...;  | 

 

رجــعت پس از صـــد سال

    ﴿  أو کالّذی علی قریةٍ و هی خاویة ٌ علی عروشها قال أنّی یحیی هذه الله بعد موتها فأماته الله مائةَ عام ٍ ثمَّ بعثه قال کم لبثتُ یوما ً او بعض یوم ٍ قال بل لبثت مائة عام فانظر إلی طعامک و شرابک لم یتسنّه وانظر إِلی حمارک و لنجعلک آیةً للنّاس وانظر إلی العظام کیف ننشزها ثمَّ نکسوها لحماً فلمّا تبیّن له قال أعلم أنّ الله علی کلّ شیء ٍ قدیر ٌ[1]

   یا همانند آن شخصی [2] که بر دهکده ای گذر کرد ، در حالی که دیوار خانه ها روی سقفش فرو ریخته بود . با تعجب گفت : چگونه خداوند این ها « اهل قریه » را بعد از مرگشان زنده خواهد کرد ؟ پس خداوند صد سال جانش را گرفت و او را میراند . سپس او را زنده نمود و فرمود : چه مقدار اینجا مانده ای ؟ ـ به اطرافش نگاه کرد و با تردید ـ گفت : یک روز یا قسمتی از روز توقف کرده ام . فرمود : نه ـ بلکه صد سال است که درنگ کرده ای ـ اگر باورت نمی شود ـ به غذا و نوشیدنی هایت نگاه کن که تغییری نکرده ولی به حمارت نگاه کن که مرده و استخوانهایش از هم جدا روی زمین افتاده است . ـ این مرگ و زندگی را برای اهداف متعددی انجام دادیم [3].ـ از جمله اینکه تو را برای مردم علامت قدرتمان قرار دهیم . حال به استخوانهای حمارت نگاه کن که چگونه از روی زمین جمع آوری نموده ، گوشت بر آنها پوشانده ، حیات دوباره می بخشیم . این شخص وقتی این قدرت نمایی خداوند را مشاهده کرد ، از صمیم قلب گفت : می دانم همانا خداوند بر همه چیز قدرت دارد .

  نکته ها :

1-   این آیه یکی از روشن ترین ادله رجعت به شمار می رود . لذا ائمه اطهار (ع) در مقابل منکران رجعت به این آیه استدلال کرده اند . چه اینکه دانشمندان شیعه نیز به تبع اهل بیت (ع) در طول قرون و اعصار گذشته برای اثبات رجعت به آن استناد کرده اند . [4]

2-   این آیه هم احیای اموات را به صورت یک قانون و سنت الهی به طور عمومی و همیشگی بیان کرده و از این میراندن و زنده کردن اهداف مختلفی را دنبال می کند . از جمله اینکه زنده کردن عزیر را علامت و نشانه قدرتش برای مردم قرار داده است .

3-  فعل مضارع دلالت بر تکرار و تجدد می کند و هر وقت حکمت الهی اقتضا کند خداوند با قدرت بی نهایت خود ، حیات دوباره می بخشد ؛ یعنی مانعی از این کار وجود ندارد و هر وقت مقتضی باشد خداوند انجام خواهد داد .  



[1]  - سوره بقره آیه 259

2  - پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل به نام عُزَیر

3 - تفسیرالمیزان ج2 ذیل آیه

4- بحارالانوار ج 53 ص 131 و 127

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385;ساعت 16:51;  توسط در انتظار یار...;  | 

 

رجـــعت مقتـــول بنـــی اسرائیــــل

و إذا قَتلتُم نفساً فادّارءتُم فیها ... فقلنا اضربوهُ ببعضها کذالک یحیی الله الموتی و یریکم ءَایته تعقلون [1]

به یاد بیاورید زمانی را که فردی را به قتل رساندید سپس در باره قاتل آن به نزاع برخاستید ... – گفتیم : قسمتی از بدن گاو را به بدن مقتول بزنید  - تا زنده شده قاتلش را معرفی کند ، این گونه خداوند مردگان را زنده می کند و علائم قدرتش را به شما نشان می دهد . باشد که در باره قدرت الهی اندیشه و فکر نمایید .

 نکته ها :

1-   خداوند در پایان این داستان احیای اموات را به عنوان یک سنت و قانون همیشگی در نظام عالم معرفی نموده [2] ، آن را به عنوان علامت قدرت خویش به رخ انسانها می کشد تا در باره آن فکر و اندیشه نمایند .

2-   این جمله  « کذالک یوحی الله الموتی » [3]اختصاص به قیامت و یا برزخ ندارد ، بلکه صورت یک قانون عمومی و فراگیر برای همه زمان ها ، مکان ها و امت ها در شرایط مساوی بر اساس حکمت الهی جاری و ساری خواهد بود . هر وقت حکمت الهی اقتضا کند با قدرت بی نهایت خودش ، مردگان را زنده خواهد کرد .

3-   اینکه مقتول پس از رجعت چند سال به زندگی ادامه داده ؟ از قرآن چیزی استفاده نمی شود  . ولی در بعضی روایات نقل شده که در هنگام کشته شدن شصت سال داشت . خداوند هفتاد سال دیگر به برکت توسل به محمد و آل محمد – علیهم السلام – به او عمر داد . [4]



[1] - سوره بقزه آیه 72 و 73

[2]  - غالبا خداوند با بیان داستان ها و قصه های شخصی با کلمه ( کذلک ) عمومی بودن آن را در نظام عالم معرفی می کند .

[3] - سوره بقره آیه 73

[4] - تفسیر صافی ج 1 ص 145 – تفسیر البرهان ج1 ص 110

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385;ساعت 16:49;  توسط در انتظار یار...;  | 

رجــعت : دســتور دین

   ٲشهد ٲنّی بکم موٴمن وبإیابکم موقن ٬ بشرآئع دینی و خواتیم عملی ٬ و قلبی لقلبکم سلم و ٲمری لاٴمرکم متّبع ٬ و نصرتی لکم معدّة حتّی یاٴذن الله لکم ... [1]

   شهادت می دهم که ایمان به ولایت و یقین به رجعت شما دارم ٬ طبق دستورات دینم و سرانجام عملم ٬ قلبم با قلب شما در صلح و هماهنگی است ٬ کارهایم تابع فرمان شما و نیروهایم آماده نصرت و یاری شما است تا اینکه خداوند به شما اجازه رجعت و قیام دهد .

  نکته ها :

1-   این بخشی از زیارت اربعین امام حسین (ع) است که امام صادق (ع) به صفوان جمال دستور داد آن حضرت را زیارت کند . شبیه این جملات در زیارت نامه های مطلقه و مخصوصه ی آن حضرت نیز فراوان آمده است . [2]

2-   " ٬ بشرآئع دینی و خواتیم عملی " این قسمت از زیارت نامه قابل توجه است ؛ زیرا به امام (ع) عرضه می دارد که من یقین به رجعت شما دارم و این دستور دینم و سرانجام عملم است .

    شاید مراد این باشد : رجعت شما را از دستورات دینی دانسته و بر اساس آن یقین دارم . و رجعت خودم در محضر شما پاداش و پایان اعمال خودم است که در دنیا و حیات اول در راه استقرار حکومت شما تلاش کردم ولی موفق نشدم . پس در زمان رجعت نتیجه اعمال و تلاش خودم را می بینم .



[1] - مفاتیح الجنان ٬ زیارت اربعین

[2] - مفاتیح الجنان ٬ زیارت امام حسین (ع) – الشیعه و الرﺟﻌﺔ ج2 ص 223 و 227 و ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385;ساعت 9:14;  توسط در انتظار یار...;  | 

نام کتاب : جزیره خضرا در ترازوی نقد

نویسنده : علامه سید جعفر مرتضی عاملی

مترجم : محمد سپهری

ناشر : بوستان کتاب قم

نشانی اینترنتی :  

www.bustaneketab.com

تلفن :  7737160 - 0251

مهدویت در اسلام یک فلسفه بزرگ جهانی است و دو مذهب بزرگ اهل سنت و شیعه بدان اعتقاد دارند تا آنجا که شکل و شمایل سیرت و سیما و حتی زمان ظهور و علائم و نشانه های عصر ظهور آن حضرت را از رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع) نقل کرده اند .

از طرفی دنیا خواهان و هواپرستان سعی نموده اند با سوء استفاده از عواطف و احساسات منتظران مهدی صاحب الزمان (عج) مطالب کذب و نادرست و منحرف را در قالب نشانه های ظهور به مشتاقان آن حضرت القا نمایند و از راه بازار گرمی به نان و نوایی برسند . کتاب حاضر با بررسی کتابهای بیان الائمه ، خطبة البیان منسوب به امام علی (ع) و جزیره خضراء و مثلث برمودا مورد نقد و بررسی علمی قرار می گیرد .

علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب « جزیره خضرا در ترازوی نقد » تلاش نموده اند تا خط بطلانی بر روی هر سه موضوع فوق بکشند و آنها را از اساس باطل کنند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385;ساعت 9:11;  توسط در انتظار یار...;  | 

منتظر حقيقي کيست ؟ این روزها به خوردن شيريني - مداحي - چراغاني - تبريک گويي - کيک چند تني - و.............. گذشت و همه چيز دوباره مثل روز اول خواهد بود . و هرکسي به روال عادي و معمولي زندگي اش برمي گردد . خوب تمام شد ديگه . ما ايام ولادت وشهادت ائمه را اينگونه برگزار مي کنيم ولي ايا تحولي - تغييري- بازگشتي- توجه اي - بيداري - تصميمي نو- در ما ايجاد مي شود ؟ راستي از شما برادر وخواهر گرامي سوال مي کنم که منتظر واقعي کيست ؟ آيا وجوهاتش را مي دهد ؟ خمس را مي پردازد ؟ چگونه مي توان ادعاي منتظران را داشت ولي حق امام زمان را غصب کرد .مي خواهم بگويم امام مهدي را براي رفع حاجاتمان نخواهيم . امام مهدي را براي خودش دوست داشته باشيم . براي خود - خود - ان مرد الهي ندبه کنيم نه براي گرفتاريهاي شخصي امان . امام مهدي در غربت است و ما فقط به خود مي انديشيم . انبوه ندبه خوانان و گريه کنندگان در مراسم ها ما رابه اشتباه نيندازد زيرا عموما اين خواسته هاي دست نيافتني است که ما را به توسل مي کشاند . ايا ما براي ادم شدن هم گريه مي کنيم . براي بي تواقعي هايمان هم گريه مي کنيم ؟ براي مرگ هم گريه مي کنيم ؟ براي اينکه نعمات الهي را ضايع مي کنيم ولي هنوز که هنوز است نفهميديم براي چي اآفريده شده ايم گريه مي کنيم ؟ آيا وقت ان نشده که نيازها و حاجتهاي کوچک وحقير دنياي امان را به کناري بيندازيم و براي غربت و غيبت ان انسان اسماني گريه کنيم ؟ عزيزان همه چيز در دين خدا شرايط دارد و با حفظ شرايط اعمال واذکار ما قبول مي شود . نمي شود غاصب حق حضرت باشيم و برايش خلوارها گريه کنيم . اينگونه اشک ريختنها هيچ فايده اي ندارد و هکذا ............. منتظر واقعي اهل تزکيه نفس است . اهل خودسازي است .اهل جهاد با نفس است . اهل به صلابه کشاندن هواهاي نفساني است . اري ما بايد صالح باشيم تا لياقت مصلح اخرالزمان يعني مهدي ال محمد را داشته باشيم . والسلام علي عبادالله الصالحين

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385;ساعت 10:29;  توسط در انتظار یار...;  |