تبليغاتX
بسوی ظهور مهدی (عج)



دلم از پونه ها سير است آقا

 

                                  تمام باغ دلگير است آقا

 

كسي فانوس گلها را شكسته است

 

                              نمي آيي مگر، دير است آقا

 

 

 

                     **********************              

گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستم

              

                   من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم

 

گفتا  چه کار بهتر از انتظاره جانان   

        

                         من راه وصل خود را بر روی نو  نبستم

 

گفتم ببخش جرمم  ای رحمت الهی  

        

                          شرمنده تو  بودم شرمنده تو  هستم

 

گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم  

            

                        پرونده  تو  دیدم ،چشمان  خود ببستم

 
التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385;ساعت 23:24;  توسط گل نرگس;  | 

 

 

 

 

دوستان این نامه ماله یه بنده خدایه خیلی جالبه بخونید تا ببیند بعضی ها چقدر

مهدی فاطمه (س) رو دوست دارند

وای بر من..........

 

بسمه تعالی

 

((انما المومنون اخوه))  همانا مومنان با یکدیگر برادرند.

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

 

سلام بر کسی که ناله های شبانه اش را عالم درک می کند

 

سلام بر کسی که از حسین مظلوم تر است اگر بر حسین 100 تیر زدند بر  قلب       

مهدی فاطمه (س)   شیعیانبی مروتش هزاران تیر زدند

 

بخدا قسم اگر حسین (ع) زنده بود می گفت چرا بر مظلومیت پسرم مهدی گریه نمی کنید 

 

چرا به صدای هل من ناصر ینصری  پسرم لبیک نمی گویید

 

آقا جون قربونت برم ما خیلی بدیم به خدا قسم اگه چشم امید به ما داری که سر به راه بشیم آقا ما در چنانمنجلابی فرو رفته ایم که به خیال خود شیعه واقعی تو هستیم

  ولی غافل از اینکه اینطور نیست ما هر کدام از دین تفسیر ی را که برایمان

 خوشایند  است می کنیم دین ما شده هوای نفس ما این نماز  و  حتی شب زنده داری ها بخاطر شما نیست والله اگر بود الان شما خواندن ها دعاها ظهور کرده بودید وحتی فراتر الان دوران رجعت بود ونزدیک قیامت.

 

آقا جان آنقدر این دل شکسته من با شما حرف دارد که زبان توانیی گفتن ندارد

 

آقا جان دعای اول من همیشه این بوده است که اگر من تاثیری در امر فرج شما و  تعجیل در فرج شما ندارم و  شاید مانع باشم نسل مرا از روی این کره خاکی برکن

  و اجلم را هر چه زودتر برسان به اندازه یک چشم بر هم زدن.

 

 

ما دین را کرده ایم بازیچه، دین ما هوای نفسمان است.

 

آقا جان بر رحم کن

 

خدایا بر ما رحم کن  باقیمانده غیبت کبری را بر ما ببخش ظهور نور الله را هر چه سریعتر برسان.

 

الهی عظم البلاء و برح الخفاء....................................ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا قریبا کلم البصر او هو اقرب یا محمد یا علی  یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیان ونصرانی فانکما ناصران  یا مولانا یا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث..............

 

دوست محترم:سلام علیکم:

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385;ساعت 2:26;  توسط آمده ام تا یوسف بخرم;  | 

هيـچ اميــدي نباشـد بر من و احـوال مـن

مســتحق هيـــچ پروازي نباشــد بال من

كارهــاي من وصالــت را به تاخير افكنـــد

بوي هجـران مي دهد پرونده اعمــال من

من دگـر آن نوكـر خوب و قديمـي نيستم

اين لباس نوكـري گـريد بر اين احـوال من

بارهـا دستم گـرفتي و نمك گـيرت شدم

بارهـا شد ، جـاي من تو آمدي دنبال من 

بارهـا خوردم زمين از جـا بلندم كـرده اي

شكـر يـك نعمـت نكـرد آخــر زبان لال من

يـاد آن حـال و هـواي خلـــوت با تو بخــير

با دعـاي خويش ده تغيير سـو ء حـال من

تـا دم آخــر مـنم  شــرمـنده احســـان تو     

من گنه كردم تو كـردي گريه بر احوال من

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385;ساعت 23:8;  توسط در انتظار یار...;  | 

 ادامه از قبل  -    بخش اول   -    بخش دوم   -    بخش سوم 

 

   یکی از ویژگی های عشق که اوج آن در دعای ندبه است ٬ این است که انسان از همه مردم انتظار دارد که به یوسف او عشق ورزند . می گوید من باید همه را جمع کنم تا یوسف فاطمه را ببینند و دستشان را ببرند . زلیخا وقتی دید همه زنان دست خود را بریدند لذت برد و گفت : مرا مسخره می کردید ! غیرت عشق در این نیست که کسی معشوق را دوست نداشته باشد . بلکه غیرت عشق در این است که همه معشوق را دوست داشته باشند . یعنی اینکه کسی نباشد که امام را دوست نداشته باشد .

   " عزیز علی ان ابکیک و یخذلک الوری " سخت است برای من که من برای تو گریه کنم و دیگران گریه نکنند . اصلا همین بی اعتنایی است که او را اذیت می کند . وقتی در خانه امام زمام (عج) آمدید سعی کنید دست چند نفر را بگیرید و با خود بیاورید . آقا امام زمام (عج) خیلی از شما تشکر می کند و خصوصا وقتی ببیند شما اذیت می شوید و اذیت شدن نتیجه طبیعی عاشقی است .

   خدا نکند کسی در فراق آقا امام زمان (عج) گریه کند به خدا قسم قلب مهربان و رئوف آقا برای او آتش خواهد گرفت . لذا در دعای ندبه وقتی به اوج می رسد ٬ لحن دعا عوض می شود و می گوید : " و نحن لقول الحمدلله رب العالمین " مجلس دعای ندبه یک عالمی دارد که اگر به آن عادت کنید دیگر نمی توانید بدون دعای ندبه زندگی کنید و کم کم به جایی می رسی که نمی توانی بدون مهدی فاطمه زندگی کنی . آنجاست که کارت به جایی می رسد که باید آقا هم به ندرت یک سری ٬ یک نگاهی به تو بزند و گرنه آرام نمی گیری . ...

 

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در هیئت محبین اهل بیت (ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385;ساعت 10:22;  توسط در انتظار یار...;  | 

ادامه از قبل  :   بخش اول   -    بخش دوم

اوج تکامل شخصی ، اجتماعی ، دینی و انسانی انسان در دعای ندبه است . ما باید ابتدا در فضای دعای ندبه قرار بگیریم تا بتوانیم معنی و عمق آن را درک کنیم . در جلسه دعای ندبه تفکر کن . هفته ای یک ساعت در انتظار پدید آمدن آن نور عشق و محبت به حق ، محبت به ولی الله اعظم ، آورنده و مجری حق روی زمین تفکر کن . وقت بگذار و بگو من آمده ام در این یک ساعت منتظر عشق به او هستم و تمنای عشق به او دارم و بعد از یک مدتی نشستن در خانه امام زمان (عج) می بینی که به چه عمارتی در دل می رسی . خود مجلس دعای ندبه ، اوج دهنده آدمی است به سوی کمال . وقتی اوج محبت را در دعای ندبه احساس کردید و لذتش را بردید و به عنوان یک شاخص نگه داشتید ، دیگر از گناه دوری می کنید . چون اگر گناه کنید صفای دعای ندبه را احساس نمی کنید . پس باید عشق به دنیا را کم کنید . باید از یک لذتی ما را نگه دارند تا به لذت دیگری برسیم .

ادامه دارد ...

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در هیئت محبین اهل بیت (ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385;ساعت 10:5;  توسط در انتظار یار...;  | 

افسوس که عمری پی اغیار دویدیم

از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم

جز حسرت و اندوه ، متاعی نخریدیم

بس سعی نمودیم که ببینیم رخ دوست

جانها به لب آمد ، رخ دلدار ندیدیم

ما تشنه لب ، اندر لب دریا ، متحیر

آبی به جز از خون دل خود نچشیدیم

ای بسته به زنجیر تو،  دل های محبان

رحمی که در این بادیه ، بس رنج کشیدیم

رخسار تو در پرده نهانست و عیانست

بر هر چه نظر کردیم ، رخسار تو دیدیم

چندان که به یاد تو ، شب و روز نشستیم

از شام فراقت چو سحرگه ندیدیم

تا رشته طاعت ، به تو پیوسته نمودیم

هر رشته که به غیر تو بستیم ،  بریدیم

شاها به تولای تو ،  در مهد غنودیم

با یاد لب لعل تو ، ما شیر مکیدیم

ای حجت حق ، پرده ز رخسار برافکن

کز هجر تو ، ما پیرهن صبر دریدیم

ما چشم به راهیم به هر شام و سحرگاه

در راه تو از غیر خیال تو ، رهیدیم

ای دست خدا ، دست بر آور که ز دشمن

بس ظلم بدیدیم و بسی طعنه شنیدیم

شمشیر کجت راست کند ، قامت دین را

هم قامت ما را ، که ز هجر تو خمیدیم

شاها ز فقیران درت ، روی مگردان

بر درگهت افتاده به صد گونه امیدیم

 

اللهم عجل لولیک الفرج ( آمین )

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385;ساعت 18:13;  توسط در انتظار یار...;  | 

جانها به طرب خیزند ، وقتی که تو باز آیی

غمها همه بگریزند ، وقتی که تو باز آیی

خورشید خجل گردد ، پیش رخ تابانت

مه چهره بپوشاند ، وقتی که تو باز آیی

در رشک و حسد افتد ، سرو از قد رعنایت

در پرده شود نسرین ، وقتی که تو باز آیی

صد نغمه زند بلبل ، صد جامه دراند گل

نرگس به سماع آید ، وقتی که تو باز آیی

از عطر وصال تو ، چون پیرهن یوسف

هر دیده شود بینا ، وقتی که تو باز آیی

در وصف جمال تو ، پروین به سخن آید

در رقص شود زهره ، وقتی که تو باز آیی

از عشق تو لبریزم ، با مهر تو دمسازم

با غیر تو چون سازم ، وقتی که تو باز آیی

در حسرت دیدارت ، سرگشته و حیرانم

مسحور تو خواهم شد ، وقتی که تو باز آیی

دردم تو و درمان هم ،وصلم تو و هجران هم

حاجت به مداوا نیست ، وقتی که تو باز آیی

از شوق حضورت چون ، پروانه به وجد آیم

بر گرد تو می گردم ، وقتی که تو باز آیی

من واله آن رویت ، بنشسته سر کویت

تا شانه زنم مویت ، وقتی که تو باز آیی

با آن دم عیسائی ، گر زنده کنی جانم

در پای تو اندازم ، وقتی که تو باز آیی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385;ساعت 18:45;  توسط در انتظار یار...;  | 

 
اى مهربان؛ بگذار تا در ميان ستاره‏هاى شب و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم؛ بگذار تا از درد جدائيت كه با غيبتت همه تكيه‏ گاه مظلومان ازبين ‏رفته بنالم؛ پيش از تو آب معنىِ دريا شدن نداشت ولى ميدانم كه با حضورت در ميان مردم هر قطره آب معنى يك دريا را مي‏دهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند ولى با تو گلستان مي‏شوند؛ اما افسوس كه بوى غيبتت به مشام تنهايي ام مي‏رسد!

اى آقاى من؛ شنيده ‏ام كه با نماز خواندن شماست كه خورشيد جان مي ‏گيرد و با هر نفس شماست كه روشنتر مي ‏شود! آخر از حريم كدامين بهارى كه عاشقانت با شنيدن نامت به قامت سبزت مي ‏ايستند و قلبهايشان را به سوى شما روانه مي ‏سازند.

من مي ‏دانم كه دل شما مانند دريا پاك است، پس چرا اى سرور امّت، ظهورت را تجلّى نمي ‏كنى؟! طوفانهاى دريا براى شما حباب است؛ پس آخر چرا ما را در اين سرزمين آفتاب، چشم ‏انتظار گذاشته ‏ايد؟! روييدن خورشيد از خاك، معناى وجود تو را مي ‏دهد و بهار را در نام شما مي ‏جويم.

 عزيز دلم! چه شبها و روزها كه نام تو را بر زبان جارى ‏ساختم و با يادت هميشه دلم آهنگ انتظار را مي ‏نوازد و با پاى برهنه در جاده ‏هاى انتظار قدم برمي ‏دارم.
 
 گلدسته‏ هاى مسجد جمكران در خيال رسيدن نام زيبايت به گوششان در اوج آسمان دعا مي ‏خوانند و گنبد جمكران در زير آسمان غم ‏آلود دلهاى عاشقان چشم ‏انتظار، كبوتر تو مي ‏باشد! عاشقانى كه به مسجدجمكران مي ‏آيند، سر بر ديوار جمكران مي ‏گذارند و با چشمانى اشكبار تو را ياد مي ‏كنند و با دل سوخته ‏شان شما را صدا مى زنند. خوب مي ‏دانم كه مرا نيازى به گفتن اين حرفهاى غمگين نيست، چرا كه شما در چشمهايتان روشنايى است كه اينها را مي ‏بينيد. اى منتهاى مهربانى! هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانيه ‏هارا به خاطر ديدنت مي ‏شمارند؛ چرا كه همه هفته به اميد جمعه مي ‏مانيم و هنگامى كه جمعه فرامي ‏رسد زمين و زمان بوى تو را مي ‏دهد؛ امّا غروب جمعه دلم را مي ‏شكند و هنگامى كه جمعه مي ‏رود دلم مي ‏گيرد، چرا كه روزى كه وعده داده‏ اى كه خواهم آمد بدون تو سپرى شد!
 
 اى محبوب دلها!
 
 تمام هستي ‏ام را خاك قدمت مي ‏كنم تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى ، چرا كه تو آفتاب يقينى، كه اميد فرداها هستى، تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت گل ‏سرخ مي ‏مانى و نرم و سبز و لطيفى ، تو معنى كلمات آسمانى هستي كه دستهايش براى آمدنت به زمين دعا مي ‏كند.
 
 اى تجسّم مهربانى!
 
 غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه تو را توصيف مي ‏كنند و نفس آب تو رامعنى مي ‏كند و نبض خورشيد تو را وصف مي ‏كند.خوب مي ‏دانم كه تو مي ‏آيى؛ آرى تو مي ‏آيى همانطور كه وعده كرده ‏اى و آنگاه است كه كلمه انتظار را از لغتنامه ‏ها پاك خواهيم كرد.
 
 پس اى تمام زيبايى!
 
 بيا تا براى هميشه فريادرس عاشقان موعود باشى.
 
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385;ساعت 0:36;  توسط گل نرگس;  | 

تا به كي در پرده ماني ، رخ نما جلوه گري كن

تا كني  هر دلبري را  عاشق  خود  دلبري كن

جلوه اي كن زهره را ،چون ذره محو خويش گردان

رخ نما و مشتري را بر رخ خود مشتري كن

تا به كي از دوري ماه رخت ، كوكب شمارم

چرخ دين را مهر شو ، در آسمان روشنگري كن

قاف تا قاف جهان پر شد ز ظلم ، اي حجت حق

تكيه زن بر مسند عدل الهي ، داوري كن

شاهباز دين ز هر سو مي خورد تيري خدا را

طائر بشكسته بال دين حق را شهپري كن

پيش از آنكه لرزه بر اركان دين حق بيفتد

همچو طوفان سوي دشمن تاخت آر و صرصري كن

تا به كي اي گوهر دين ، از صدف بيرون نيايي

ناخدا شو كشتي دين خدا را ، رهبري كن

موج بحر كف پهلو مي زند ، بر ساحل دين

نوح شو طوفان بپا كن ، ملك دين را لنگري كن

تا نداده حق پرستي جاي خود بر بت پرستي

بت شكن شو چون خليل و دفع خوي آزري كن

تا به كي چرخ ستمگر ، بر مدار ظلم گردد

تا كند اندر مدار عدل گردش ، محوري كن

كفر را از ريشه بر كن ، ظلم را از بن برافكن

برق شو از دشمنان خرمن بسوزان تندري كن

تيغ بركش از نيام و قصد جان دشمنان كن

پاي برزن بر ركاب و حمله هاي حيدري كن

اي همه جانها به لب از هجر رويت چهره بگشا

وي همه آثار هستي از تو مشتق مصدري كن

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385;ساعت 15:31;  توسط در انتظار یار...;  | 

   

بارلهامهدي صاحب زمان كي مي رسد         آن عزيز قلب زار عاشقان كي مي رسد

بارلها  يوسف  گمگشته  زهراي  دين           چون مهي رخشان بركنعانيان كي مي رسد

بارلها  يادگار   خاتم   پيغمبران                    يا لواي فتح و پيروزي عيان كي مي رسد

بارلها بلبل جان بخش بوستان علي             نو گل گلزار زهراي جوان كي مي رسد

بارلها خسرو ملك عدالت از سفر                 بهر تسكين قلوب شيعيان كي مي رسد

بارلها مهدي دين پور پاك عسكري               رهنماي امت و فخر جهان كي مي رسد

بارلها آيت لطف و صفا و مرحمت                  مظهر حق رهبر ازادگان كي مي رسد

بارلها روشني بخش دل عشاق زار              هادم بنياد نيرنگ خسان كي مي رسد

بارلها صاحب ما سرور و سالار ما                 روح ما آرام جان انس و جان كي مي رسد

بارلها از ره لطف و عطاياي كثير                   اين تن افسرده را روح روان كي مي رسد

بارلها افتخار شيعه مهدي زمان                  آنكه از هجرش قد ما شد كمان كي مي رسد

بارلها عاشق شيدا بگويد متصل                  آنكه مي باشد مرا آرام جان كي مي رسد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385;ساعت 1:37;  توسط در انتظار یار...;  |